
برای دیدن تمامی عکس ها به ادامه مطلب بروید .....
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
1 Nov 2010ساعت
12:14 PM توسط HameD
|
نه تنها پیرهن از چین بیاریم
که اقلامی خفن از چین بیاریم
برای رفع مشکل از جوانان
در این فکریم زن از چین بیاریم!
کفن پوشان راه محو فقریم
ولی باید کفن از چین بیاریم
دکانها مملو از پوشاک چینی است
از این پس رختکن از چین بیاریم
اگر آن چیز نیکو را لولو بُرد
نکن شیون لَبَن از چین بیاریم
چراغ مه شکن وقتی نداریم
چراغ مه شکن از چین بیاریم!
هزار و صد تومن لازم اگر شد
هزار و صد تومن از چین بیاریم!
ولی، شاید، اگر، داریم، اما
یقینا، واقعا از چین بیاریم
گلاب قمصر کاشان گران است
بیا مُشک خُتن از چین بیاریم
به هر صورت به سود ماست کلا
اگر حتی لجن از چین بیاریم
به جای رستم دستان و سهراب
اساطیر کهن از چین بیاریم
برای شاعران الفاظ کمیاب
جُعَل، حِربا، زغن از چین بیاریم
پر طاووس در دنیا گران است
دماغ کرگدن از چین بیاریم
اگر با زلزله تهران فرو ریخت
دوباره یک پکن از چین بیاریم
دموکراسی فراوان اولا هست
نباشد ثانیا از چین بیاریم
و آزادی که اصلا مشکلی نیست
ترن پشت ترن از چین بیاریم
دهنها خسته شد از نطقهامان
یدک باید، دهن از چین بیاریم
ترقه، فشفشه، باروت، موشک
خطرناکه حسن! از چین بیاریم
خلاصه جنس کشور گشته چینی
فقط مانده وطن از چین بیاریم
بیا تا دست یکدیگر بگیریم
و سر تا پا بدن از چین بیاریم
به هر صورت سیاست اینچنین است
به ما هر چی بگن از چین بیاریم
+
نوشته شده در
1 Nov 2010ساعت
12:8 PM توسط HameD
|

اعتماد به نفس جوجه ای !!!!
+
نوشته شده در
1 Nov 2010ساعت
12:7 PM توسط HameD
|

بلندترین دیوار مصنوعی صخره نوردی در هلند ساخته شد
. این دیوار که در شهذ گرونینگن هلند و در مکانی زیبا احداث شده است دارای
ارتفاعی بیش از ۳۷ متر است که از آن بعنوان بزرگترین دیواره صخره نوردی
جهان یاد می شود . این بنای بلند که بر روی آن نام Excalibur ( شمشیر
افسانه ای شاه آرتور ) نهاده شده در فضایی بسیار زیبا و دیدنی احداث شده
که لذت صخره نوردی را دوچندان میکند.
برای دیدن تمامی عکس ها به ادامه مطلب بروید .....
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
30 Oct 2010ساعت
12:6 PM توسط HameD
|

برای دیدن تمامی عکس ها به ادامه مطلب بروید.....
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
30 Oct 2010ساعت
12:3 PM توسط HameD
|

برای دیدن تمامی عکس ها به ادامه مطلب بروید....
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
30 Oct 2010ساعت
11:59 AM توسط HameD
|
از بهشت که بیرون آمد، دارایی اش یک سیب بود. سیبی که به وسوسه آن را چیده بود. و مکافات این وسوسه هبوط بود.
فرشته ها گفتند: تو بی بهشت می میری. زمین جای تو نیست. زمین همه ظلم است و فساد.
انسان گفت: اما من به خود ظلم کرده ام. زمین تاوان ظلم من است. اگر خدا چنین می خواهد، پس زمین از بهشت بهتر است.
خدا فرمود: برو و بدان جاده ای که تو را دوباره به بهشت می رساند از زمین
می گذرد، زمینی آکنده از شر و خیر، آکنده از حق و از باطل، از خطا و صواب،
و اگر خیر و حق و صواب پیروز شد تو باز خواهی گشت وگرنه...
و فرشته ها همه گریستند. اما انسان نرفت. انسان نمی توانست برود.
انسان بر درگاه بهشت وامانده بود. می ترسید و مردد بود. و آن وقت خدا چیزی
به انسان داد. چیزی که هستی را مبهوت کرد و کائنات را به غبطه واداشت.
انسان دست هایش را گشود و خدا به او اختیار داد.
خدا فرمود: حال انتخاب کن. زیرا که تو برای انتخاب کردن آفریده شدی.
برو و بهترین را برگزین که بهشت، پاداشِ به گزیدن توست. عقل و دل هزاران
پیامبر نیز با تو خواهند آمد، تا تو بهترین را برگزینی. و آنگاه انسان
زمین را انتخاب کرد. رنج و نبرد و صبوری را. و این آغاز زندگی انسان بود.
+
نوشته شده در
30 Oct 2010ساعت
11:54 AM توسط HameD
|

برای دیدن تمامی متن به ادامه مطلب بروید .....
ادامه مطلب
+
نوشته شده در
30 Oct 2010ساعت
11:52 AM توسط HameD
|
قبر مرا نیم متر کمتر عمیق کنید تا پنجاه سانت به خدا نزدیکتر باشم.
بعد از مرگم، انگشتهای مرا به رایگان در اختیار اداره انگشتنگاری قرار دهید.
به پزشک قانونی بگویید روح مرا کالبدشکافی کند، من به آن مشکوکم!
ورثه حق دارند با طلبکاران من کتک کاری کنند.
عبور هرگونه کابل برق، تلفن، لوله آب یا گاز از داخل گور اینجانب کیدا ممنوع است.
بر قبر من پنجره بگذارید تا هنگام دلتنگی، گورستان را تماشا کنم.
کارت شناسایی مرا لای کفنم بگذارید، شاید آنجا هم نیاز باشد!
مواظب باشید به تابوت من آگهی تبلیغاتی نچسبانند.
روی تابوت و کفن من بنویسید: این عاقبت کسی است که زگهواره تا گور دانش بجست.
دوست ندارم مردم قبرم را لگدمال کنند. در چمنزار خاکم کنید!
کسانی که زیر تابوت مرا میگیرند، باید هم قد باشند.
شماره تلفن گورستان و شماره قبر مرا به طلبکاران ندهید.
گواهینامه رانندگیم را به یک آدم مستحق بدهید، ثواب دارد.
در مجلس ختم من گاز اشکآور پخش کنید تا همه به گریه بیفتند.
از اینکه نمیتوانم در مجلس ختم خودم حضوریابم قبلا پوزش میطلبم.
به مرده شوی بگویید مرا با چوبک بشوید چون به صابون و پودر حساسیت دارم.
چون تمام آرزوهایم را به گور میبرم، سعی کنید قبر مرا بزرگ بسازید که جای جسدم بشود.
+
نوشته شده در
30 Oct 2010ساعت
11:52 AM توسط HameD
|
مَرد از مُردن است. زیرا زایندگی ندارد. مرگ نیز با مرد هم ریشه است.
زَن از زادن است و زِندگی نیز از زن است.
دُختر از ریشه «دوغ» است که در میان مردمان آریایی به معنی«شیر» بوده و
ریشه واژه ی دختر «دوغ دَر» بوده به معنی « شیر دوش » زیرا در جامعه کهن
ایران باستان کار اصلی او شیر دوشیدن بود.
به daughter در انگلیسی توجه کنید . واژه daughter نیز همین دختر است. gh
در انگلیس کهن تلفظی مانند تلفظ آلمانی آن داشته و « خ » گفته میشده.در
اوستا این واژه به صورت دوغْــذَر doogh thar و در پهلوی دوخت.
دوغ در در اثر فرسایش کلمه به دختر تبدیل شد . آمده است.
اما پسر ، « پوسْتْ دَر » بوده . کار کندن پوست جانوران بر عهده پسران بود و آنان چنین نامیده شدند.
پوست در، به پسر تبدیل شده است. در پارسی باستان puthra پوثرَ و در پهلوی پوسَـر و پوهر و در هند باستان پسورَ است.
در بسیاری از گویشهای کردی از جمله کردی فهلوی ( فَیلی ) هنوز پسوند « دَر
» به کار میرود . مانند «نان دَر» که به معنی « کسی است که وظیفه ی غذا
دادن به خانواده و اطرافیانش را بر عهده دارد».
حرف « پـِ » در « پدر » از پاییدن است . پدر یعنی پاینده کسی که میپاید .
کسی که مراقب خانواده اش است و آنان را میپاید .پدر در اصل پایدر یا پادر
بوده است . جالب است که تلفظ « فاذر » در انگلیسی بیشتر به « پادَر » شبیه
است تا تلفظ «پدر»!
خواهر ( خواهَر )از ریشه «خواه » است یعنی آنکه خواهان خانواده و آسایش آن
است . خواه + ــَر یا ــار در اوستا خواهر به صورت خْـوَنــگْـهَر آمده
است.
بَرادر نیز در اصل بَرا + در است. یعنی کسی که برای ما کار انجام میدهد. یعنی کار انجام دهنده برای ما و برای آسایش ما
« مادر » یعنی « پدید آورنده ی ما »
+
نوشته شده در
30 Oct 2010ساعت
11:50 AM توسط HameD
|